پرسش:
چطور میتوان جرم یا باری را که به ناحیههای Null اختصاص داده شده، در جرم لرزهای ساختمان منظور کرد؟
توضیح بیشتر پرسش:
در تراز بالایی سازه، یک بار مرده اضافی (SDL) به یک ناحیه Null اعمال شده است. این بار در واکنشهای تکیهگاهی به درستی مشاهده میشود، اما در محاسبهی جرم لرزهای ساختمان لحاظ نمیگردد، در حالیکه Mass Source شامل SDL است.
علت چیست و چگونه باید اصلاح شود؟
پاسخ کوتاه:
برای انتقال جرم از ناحیه Null به سیستم سازهای، لازم است دیافراگم به آن ناحیه اختصاص داده شود. در غیر این صورت جرم آن ناحیه در محاسبه جرم لرزهای وارد نخواهد شد. در نرمافزار ETABS، المانهای Null Area برای اعمال بار سطحی بدون سختی بهکار میروند. اما این المانها بهصورت پیشفرض هیچ ارتباط جرمی با سیستم ندارند. تنها در صورتی که یک دیافراگم به آنها نسبت داده شود، نرمافزار میتواند جرم ناشی از بارهای وارد بر آنها را به گرههای جرم سازه منتقل کند.
روش رفع مشکل:
ناحیه Null را در پلان انتخاب کنید.
از مسیر زیر استفاده کنید:
Assign > Shell > Diaphragm
یک دیافراگم مناسب (مثلاً Diaphragm D1) انتخاب کنید.
در تنظیمات Mass Source اطمینان حاصل کنید که بارهای DL و SDL در نظر گرفته شدهاند.
با این کار جرم ناحیه Null به جرم لرزهای ساختمان افزوده خواهد شد و در تحلیلهای دینامیکی نیز لحاظ میشود.
پرسش:
مقادیر میرایی در تحلیل طیف پاسخ چگونه استفاده میشوند؟
توضیح بیشتر:
در نرمافزار ETABS، مقدار میرایی در دو بخش تعریف میشود:
در هنگام تعریف تابع طیف پاسخ (Response Spectrum Function)
در هنگام تعریف موارد طیف پاسخ (Response Spectrum Cases)
سؤال این است که این مقادیر چه تفاوتی دارند و هر یک چگونه در تحلیل مورد استفاده قرار میگیرند؟
پاسخ کوتاه:
میرایی سازه در تحلیل طیف پاسخ، جزئی از منحنی طیف انتخابشده برای تحلیل است.
مقدار میرایی مربوط به این منحنی باید در بخش تعریف Response Spectrum Case مشخص شود.
در زمان تحلیل، نرمافزار منحنی طیف پاسخ را بهصورت خودکار از مقدار میرایی تعریفشده در تابع طیف، به مقدار میرایی موجود در مدل تنظیم میکند.
توضیح فنی و نکات تکمیلی:
میرایی سازه تأثیر مستقیم بر نتایج تحلیل طیف پاسخ دارد و به دو روش اصلی وارد محاسبات میشود:
تأثیر بر شکل منحنی طیف پاسخ:
اگر میرایی مودال در مدل (مثلاً بهدلیل وجود دمپرها) با میرایی منحنی طیف متفاوت باشد، نرمافزار شکل منحنی طیف ورودی را متناسب با مقدار میرایی مدل اصلاح میکند.
تأثیر بر همپوشانی مودها (Modal Coupling):
در روشهای ترکیب مودها مانند CQC (Complete Quadratic Combination) یا GMC (Generalized Modal Combination)، میزان میرایی هر مود در نحوهی ترکیب نتایج مؤثر است.
میرایی بیشتر معمولاً باعث کاهش پاسخ کلی سازه میشود.
جمعبندی:
🔹 میرایی تعریفشده در تابع طیف پاسخ، صرفاً مشخصکنندهی شکل اولیه منحنی است.
🔹 میرایی تعریفشده در Case، تعیینکنندهی میرایی واقعی مدل در زمان تحلیل است.
🔹 نرمافزار در زمان اجرا، این دو مقدار را با هم تطبیق داده و منحنی نهایی را اصلاح میکند.
دیدگاهتان را بنویسید